قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
744
درة التاج ( فارسى )
جه ما تعقّل جيزى نكنيم جون با بدن باشيم [ الّا كه مقترن ] شوذ به آن خيالى ، يا شبيه خيالى ، پس جون علاقه ميان نفس و بدن منقطع شوذ ، و اين شوب « 1 » زايل شود ، معقولات عقلى و شعور بذات مشاهده گردذ ، و التذاذ نفس بحيات خود اتمّ و افضل باشد [ و نفس را باعتبار هر قوّتى نفسانى لذّتى و خيريست و اذى و شرّى كه مختصّ باشد ] به آن قوّت . و لذّت شهوت كيفيّت ملايمه است . - و لذّت غضب ظفر ، و لذّت و هم رجا ، و لذّت حفظ - بذكر « 2 » امور ماضى . و اذى هر يكى ازينها آن است كى مضادّ او باشد . و هرج كمال او افضل باشد ، و اتمّ ، و ادوم ، و اكثر ، و اوصل بأو ، لذّت « 3 » او ابلغ باشد ، و همجنين آنك در نفس خود فعل او اكمل و افضل باشد ، و ادراك او اشدّ . و كمالى كى خاصّ « 4 » است بنفس ناطقه از جهت قوّت عقلى : آن است كى عالمى معقول گردذ - كى صور كلّ درو مرتسم باشد ، و نظام معقول « 5 » در آن ، و خير فايض به آن ، و حينئذ موازى كلّ عالم موجود باشد ، و مشاهد آنج حسن و خير مطلق است و اين اتمّ ( است ) ، و افضل است از كمالات ديگر قوى ، بل كى او در مرتبه است كى به آن « 6 » زشت باشذ كى گويند كى - او افضل و اتمّ است ، جه هيج نسبت نيست آنها را بأو - از روى فضيلت ، و تمامى ، و كثرت ، و ساير آنج به آن تمام شوذ الذاذ مدركات از آنها كى ياذ كرده شد . آنگاه جگونه قياس كنند دوام ابدىّ را بدوام فاسد متغيّر . و جگونه باشد حال آنك وصول او بملاقات سطوح باشد - با آنك متغلغل باشد در كنه مدرك . و جگونه قياس كنند كمال ادراك بادراك ، و مدرك بمدرك ، جه عدد مدركات عقل بيشترست از مدركات حسّ ، و استقصاء او مدرك را و تجريد آن را از زوايد ، و
--> ( 1 ) - تشوّب - م . ( 2 ) - تذكّر - ط : ( 3 ) - به او و لذّت - م . ( 4 ) - خالص - اصل . ( 5 ) - و معقول - اصل . ( 6 ) - با آن - م .